غم

گمان می کنم وقت رفتن است

وقت رفتن از این ناکجا شهر کور

کمان می کنم وقت دل کندن است

از این بی کسان نا کس مرام

از این پیر کفتاران بد مرام

از این مکربازان و دریوزگان

گمان می کنم وقت تنهای است

در این دیر تاریک بی مرام

 

/ 1 نظر / 2 بازدید