ترس

آرام میچرخیدم

صدای بر هم خوردن کفش هایم

بر آسفالت های تنهایی

خواب های را آشفته خواهد کرد

باید آرامتر گذشت کرد

کوچه های تنهایی

گوش های تیزی دارند

در حافظه خود هیچ حرکتی را

گم نمی کنند

باید پاشنه ها را نمد مالی کرد

یا کوچه ها را پنبه ریزی

آونگ خوردن درختان

بیش از زور باد است

بر نوک آنان چشم های

کوچه های تنهایی را می پایند

پل ها تاب سنگینی

بی قراری شتاب پا ها را ندارند

باید آرام رفت

خواب ماهیان برکه

با قدم های تند

مغشوش می گردد

پیرزن ارام بر قلیان خود

در آستانه در نیمه باز حیاط

پک می زند

کودکش را چشم به راه است

که گاهی در دود قلیان

لبخندش پیدا و گاهی محو می گردد

پیرزن آرزو می کند

کاش تمام جاده های دنیا

یک طرفه به سمت منزل بود

کاش جاده ها

جهان را به خانه منتهی می کرد

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
farid

سلام بلاگه جالبی داری.خوشحال میشم اگه یه سری هم به من بزنی. راستی اگه تونستی از طریق فرم عضویت ,عضو هم بشو. یه دنیا ممنون[گل][گل][گل][گل]

پگاه

سلام.خیلی قشنگ بود. خوشحال میشم بهم سر بزنید.[گل][گل]

issa yazdan karimi

سلام، وبلاگ خوبی دارید.واقعا وبلاگ تکی داری! دوست دارم به عنوان یه کارشناس نظرتو در مورد وبلاگم بدونم با احترام عیسی یزدان کریمی I S A . X E E U S . C O M