خاطره

خواب بودم

دیده را گشودم

تنهایی خود را

به عاریه بی خیالی

به گوشه ای پرتاب کردم

یادم آمد

سی سال دیگر را

که بزرگترین دلخوشی ها

قابهای عکس خاطراتی است

پر شده با یادها

پر شده با لحظاتی که

هرگز باز نخواهند گشت

امروز خاطره ای می سازیم

و عکسی می سازیم

برای قابهایی که فردا خواهیم خرید

و برای دیوارهای که پس فردا

بر آن آویخته خواهد شد

دنیا مردمان را سرگرم می کند

یکی دود

یکی می

یکی لب یار

یکی یاد فراق

و دیگری عشق محال

هر کسی به

سرگرمی خود

سرگرم است

و برای داستانهای فردایش

امروز خاطره می سازد

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
آریا ایرانی

هر کسی به سرگرمی خود سرگرم است و برای داستانهای فردایش امروز خاطره می سازد [لبخند][گل] کاش دل آزردن سرگرمی نباشه