اشک

دلی به زلالی مهر خدا

عشقی به پاکی و

سر سبزی به ارتفاع ابدیت انسان

همه را جمع کردند

و یک جا در قالب پاکی وجودت جمع شد

بی ترس از فنا شدن و نابودی

به امید بود شدن در یادها

که هزاران سال بعد

باز سرودهای پیروزی را

به یاد تو می خوانند

پرچمی بر دوش خواهیم گرفت و

قله های یاد ها و خاطره ها را فتح خواهیم کرد

به اوج خواهیم رسید و بی دغدغه

بر زندگی مورچگانی که در شک بین

بودن و نا بودن خود

به امید تکه نانی خشک بیشتر اندوختن

چون خواب گرفته ای در حال غرق

دست و پا میزنند

نگاه خواهیم کرد

سینه ما به

در آغوش کشیدن نفس گرم بادهای تیز رو

عادت دارد

بر اوج خواهم ایستاد

و از بالاترین نقطه های این دنیا

مردم را نظاره خواهم کرد

مردمی که نمی دانند

ارزش دنیا بیشتر از لبخند نشاندن بر دلی نیست

 

/ 0 نظر / 7 بازدید