گفتگو

هر چه گفتم صداقت بود

هر چند گوشها نامحرم شنیدن صدای صداقت بودند

اما دریغ نکردم از بر زبان راندن آن

می دانم امروز برای صداقتم دست نمی زنند و هورا نمی کشند

مهم نیست

وجدانم صدای زلالش را به گوشم رسانده

بگذار مردم بشنوند و بر زبان تند شوند

بگذار آزاد باشند برای آنچه از تو آزادیش را دریغ می کنند

تو اما حرفت را نترس بزن

و دلت را خالی کن

مطمئن باش

روزی در خلوت خود

تو را خواهند ستود

که می گفتی آنچه درونت بود

و لباس ریا را سالها پیش به آبهای پر تلاطم رودخانه سپردی

که خود را تطهیر کنی

بهای پاکیت

دوست نداشتن بود

بپذیر این بها را

/ 0 نظر / 6 بازدید