قشنگ

باران با صداقت بارشش

نرمی رشد و بالندگی را

هدیه کرد

ما ایستاده رشد کردن را

نظاره گر شدیم در کارگاهی که جز

عدل

ستونی بر افراشته نبود

من تو را

و تو مرا برای

بودنمان می خواستیم

در جاییکه نبودنها می توانست دلیلی باشد

غبار آشفتگی ما

با ترنم بارش محبت او

پاک شد بدون آنکه خود را

از آبتنی دادن در حوض رفاقتها

فارغ بدانیم

من تو را و تو مرا

دوست داشتیم

به امید اینکه

به دنیا دوست داشتن را بیاموزیم

/ 2 نظر / 2 بازدید
زهرا

سلام پست جدیدت خیلی توپ بود قشنگ بود مث خودت منم یه کلبه دارم خوشحال می شم دعوتم و قبول کنی یه سری بهش بزنی[گل][گل][تایید]

ئاگرین

واقعا که زیباست به دنیا دوست داشتن را آموخت و آن را از عشق جدا کرد [گل]