عطش

در سکوت لذت بخش آرزوها

 

در عمق رویاهای پر طراوت

 

در میان خوش آمد گویی های

 

پر لبخند

 

نقش چشمان زیبایت را

 

می یابم

 

و نمی خواهم

 

جدایی از برقش را

 

روزی در ذهن مشوشم

 

به تصویر آورم

 

نمی خواستم روزی

 

در بیابان تنهایی

 

بجز گوارای خاطرات شیرینت

 

عطشم را خاموش کند

 

روزگاری به تمنای وصال رخ تو

 

هفت بحر عالم و هفت خشکی خاک

 

زیر گام طلبم

 

 کوتاه خواهد بود

/ 4 نظر / 23 بازدید
آریانا آریارمن

درودی به بلندای پاکی وجودتان دیرباش اینجانب در سرای جاودانه تان را به بزرگی سرشتتان ببخشید. رقص جای قدمهایتان بر کف سرایم نشانی از تبلور مهرافزونی شماست در آوارگی سوختنهای پیاپی که چیزی جز خستگی برایم نداشته اند،همواره در منگی بی نشانه ای به سر می بردم.حالا سفر با تمامی جان پروران تن و سوختگان شب توانسته است رسم نیکزیستن را برایم بیاورد. از شما می خواهم در گنگ وارگی نگاه های سنگین سنگی ام همراه باشید زیرا که فرشتگان در پیرامون ما به تماشای نخستین لبخند منتظرند. از پروردگار جان و خرد برایتان شادکامی و سربلندی جاودانه آرزومندم ارادتمند شما:آریانا پایدار باشید و سبز تا درود و دیداری دیگر بدرود

آریانا آریارمن

درود بر شما دوست گرامی نوشتارتان و سروده هایتان بسیار زیباست،آفرین بر شما. پایدار باشید و سبز بدرود

آدل هوگو

سلام بسیار زیبا بود موفق باشید و هماره شاد

هومن

عجب عکس جالبی و عجب شعر قشنگی. [دست]