دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

خاطره

خواب بودم

دیده را گشودم

تنهایی خود را

به عاریه بی خیالی

به گوشه ای پرتاب کردم

یادم آمد

سی سال دیگر را

که بزرگترین دلخوشی ها

قابهای عکس خاطراتی است

پر شده با یادها

پر شده با لحظاتی که

هرگز باز نخواهند گشت

امروز خاطره ای می سازیم

و عکسی می سازیم

برای قابهایی که فردا خواهیم خرید

و برای دیوارهای که پس فردا

بر آن آویخته خواهد شد

دنیا مردمان را سرگرم می کند

یکی دود

یکی می

یکی لب یار

یکی یاد فراق

و دیگری عشق محال

هر کسی به

سرگرمی خود

سرگرم است

و برای داستانهای فردایش

امروز خاطره می سازد

 

   + رضا ; ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٤
comment نظرات ()