دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

قشنگ

باران با صداقت بارشش

نرمی رشد و بالندگی را

هدیه کرد

ما ایستاده رشد کردن را

نظاره گر شدیم در کارگاهی که جز

عدل

ستونی بر افراشته نبود

من تو را

و تو مرا برای

بودنمان می خواستیم

در جاییکه نبودنها می توانست دلیلی باشد

غبار آشفتگی ما

با ترنم بارش محبت او

پاک شد بدون آنکه خود را

از آبتنی دادن در حوض رفاقتها

فارغ بدانیم

من تو را و تو مرا

دوست داشتیم

به امید اینکه

به دنیا دوست داشتن را بیاموزیم

   + رضا ; ۸:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/٢۸
comment نظرات ()