دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

ترس

آرام میچرخیدم

صدای بر هم خوردن کفش هایم

بر آسفالت های تنهایی

خواب های را آشفته خواهد کرد

باید آرامتر گذشت کرد

کوچه های تنهایی

گوش های تیزی دارند

در حافظه خود هیچ حرکتی را

گم نمی کنند

باید پاشنه ها را نمد مالی کرد

یا کوچه ها را پنبه ریزی

آونگ خوردن درختان

بیش از زور باد است

بر نوک آنان چشم های

کوچه های تنهایی را می پایند

پل ها تاب سنگینی

بی قراری شتاب پا ها را ندارند

باید آرام رفت

خواب ماهیان برکه

با قدم های تند

مغشوش می گردد

پیرزن ارام بر قلیان خود

در آستانه در نیمه باز حیاط

پک می زند

کودکش را چشم به راه است

که گاهی در دود قلیان

لبخندش پیدا و گاهی محو می گردد

پیرزن آرزو می کند

کاش تمام جاده های دنیا

یک طرفه به سمت منزل بود

کاش جاده ها

جهان را به خانه منتهی می کرد

 

   + رضا ; ۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/٢٧
comment نظرات ()