دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

 

اهداف ما انسانها از زندگی چيست

از من سوال كردند ،اهداف زندگي ات چيست؛ده سال ديگر چه خواهي شد؟چه بگويم چه مي خواهم شد در آينده اي پر رمز و راز .هر چند آينده براي من روشن است اگر نفسم مرا در خوبي ها ياري كند. من خوب مي دانم خداوند به من عطا نموده است در ده سال ديگر:

عشقي لايزال به هستي بخش دو عالم

همسري فروزندة كانون گرم زندگي

فرزنداني به سلامت و زلالي سر چشمه هاي پاك معصوميت

شرافتي گران بها تر از تمامي دارائي هاي دنيا

مردانگي آميخته با توازن و غرور و فروتني

برادري به استواري و پايداري ستيغ قله سفيد پوش دماوند

دوستي كه خاك پايش توتياي چشم است

رفيقي شفيق براي تمامي دوستان دوست

پدري دل داده به عشق قرباني شدن در راه آسايش فرزند

همكاري ؛همدل و همرنگ وهم راز و هم دم و دم ساز

مديري نشسته در ميان دلهاي همكاران و همدلان خود

زباني فصيح و برا براي تمامي ناگفته ها و بر آشفته كننده خواب خفتگان

گوشي شنوا به خوبي ها و ناشنوا به بدي ها

قلمي به رواني يخ آب هاي كوهساران در بهاران

فردا فرداي من است چون كه اينم:

توانا و پر انرژي،با وفا و متين؛صاحب نظر و با عزت،خيرترين خيران،عالمي وارسته،ساده زيستي درويش صفت؛عاقبت انديشي حق گرا،آرام ترين آرام ها،عرش نشيني قانع به تكه ناني خشك؛الگويي براي تمامي موجودات و مخلوقات ،پر منفعت ترين موجود و بي آزار ترين آنها،آراسته به هر آنچه از خوبي ها مي دانيم و خالي از تمامي شرها و .... خوب بودن و خوب بودن و خوب ماندن و خوب بودن

 

با يك شمع ميتوان هزاران شمع افروخت بدون آنكه عمر شمع اول كمتر شود،خوشبختي را بايد با ديگران تقسيم نمود،خوشبختي هيچ وقت با تقسيم با ديگران كم نمي گردد. خنده ها را به ديگران هديه دهيم و غم ها را با نگاه پر محبت خود از دلهاي غصه داران بزدائيم.

به هنگام شادي هيچ گاه چنان نخنديم كه غم بيدار شود و به هنگام غصه چنان نگرييم كه شادي نا اميد شود (سلطان هنر هفتم گفت)

بدانيم آمده ايم تا فردا را بسازيم ؛ فردايي سراسر خوبي و زيبايي؛بدانيم خير و شري نيست ؛ در دنيا همه پاكي است و همه خير،شرها  فرصت هاي براي موفقيت هستند كه بايد به موقع قدر آنرا دانست.

بدانيم جانشين خداونديم بروي زمين ؛خداوند خود گفت كه ما را بر تمامي مخلوقات مزيت و ارجعيت داده اند. او ما را براي خود برگزيد براي جانشيني خود، براي دوستي يا خليلي، خود براي گفتگو يا كليمي خود،براي احياء يا مسيحي خود و براي اتمام كمال يا ختمي مرتبيتي خود؛قدر اين همه را بدانيم

دنيا همان جائي است كه علي (ع) در او مي زيست و نام زيبايش هنوز هم به هنگام طلب ياري از حق بر زبان ماست

دنيا گاندي عريان و برهنه را پروريد كه با صبر و لبخند خود كنگرة كاخ هاي پر زرق و برق امپراطوري را بلرزاند.

   من و تو هم مي توانيم آنچه از خوبيها ي دنيا را مي دانيم در خود متجلي كنيم و چه زيبا گفته اند  كه :

دنياي اطراف ما انعكاس اعمال و يا عكس العمل ماست نسبت به دنياي اطراف ما

به اميد موفقيت دائم و پايدار

يا علي

يا خوبي

يا حق

راضي به رضا

 

   + رضا ; ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٢٩
comment نظرات ()