دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

بدبیاری

بد بیاریگفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم

وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک

همش بد بیاری

همش تنهایی

همش بی همنفسی

. بی کسی

همش افتادن تو یه باتلاق و دست و پا زدن

همش رقصیدن بین

بی کسی و ناکسی

همش سر بی صاحبی

بی دلبری

رو بالش تنهایی  فرو بردن

همش رقصیدن تو باد بی غمی

گشتن ؛ندیدن و ندونست

همش تنها یی رو زیر لب زمزمه کردن

مزه تلخ اونو تو ته حلقومه خود به خاطر سپردن

خدا خیلی آدما رو دوس داره

خیلی زیاد

من و تو چی

اصلاً خدا رو یه کم هم دوس داریم؟

خدا واسه پر کشیدن ما داره پر پر میزه

خدا داره واسه آدم شدن ما دس میزنه

اون که سرگشتگی ما رو دوس نداره

اون داره واسه آزادی ما

به به و چهچه میزنه

خدایا یه روزی باز

بیا با ما حرف بزن

مثل روزی که با

آدم و حوا حرف میزدی

بیا باز کنار ما درخت تنهایی و عشقت رو بزار

بیا تو خلوت تنهایی خود

واسه ما بی صفتها رسم عاشقی بزار

خیلی سخته که یه مخلوق بی دست و پای تو

تو وجوده خسته خودش برا خدای خود

راه و رسم و طریق قشنگ  باز نشون بده

ولی من واسه این سرگشتگی

باز دلیرم

خدا جون خسته نباشی از همه بی کسیا!

   + رضا ; ۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٩
comment نظرات ()