دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

داستان توپهای گلف و زندگی

داستان توپهاي گلف و زندگي

پروفسور آروم تو چشمهاي دانشجويانش نگاه كرد و بعد رفت و شيشه اي بزرگ برداشت درون شيشه رو با توپهاي گلف پر كرد از دانشجويان پرسيد آيا شيشه پر است همه جواب دادن بله؛ پروفسور از كيسه اي پر گرد و خاك كه پر از سنگ ريزه بود مقداري سنگ ريزه ريخت توي شيشه گفت حالا شيشه پر است همه جواب دادند بله؛ پرفسور مقداري ماسه برداشت و گفت با اين ماسه ها دارم فضاي خالي بين توپهاي گلف و سنگ ريزه ها رو پر ميكنم و بعد ماسه ها را ريخت توي شيشه گفت آيا شيشه پر است همه جواب قبلي را تكرار كردن.رپفسور دو فنجان قهوه رو برداشت و ريخت توي شيشه بزرگ گفت آيا پر است همه گفتند بله بله بله و خنديدند.

پروفسور گفت عزيزانم زندگي شما مثل اين شيشه بزرگه چيزهاي مهم و اساسي زندگي شما هم همانند اين توپهاي گلف است چيزهاي اساسي همانند خدايتان خانواده و فرزندانتان و دوستانتان و سلامتيتان و غيره هر چيزي بيش از همه چيزها براتون اهميت داره سنگ ريزه ها هم مثل چيزهاي مهم هستند كارتان و خانه و ماشين و غيره ماسه ها هم چيزهاي بي ارزش ديگر هستند ؛ من مي خواستم به شما بگويم اگر ابتدا شيشه زندگتان را با ماسه و يا سنگ ريزه پر مي كرديد ديگر جايي براي قرار دادن توپهاي گلفتان وجود نداشت پس اولويت و جايگاه مسائل اطراف زندگيتان را پيدا كنيد و به ترتيب اولويت اونا رو درون ظرف زندگيتون قرار بدين با بچه هاتون بازي كنين و با دوستانتون هم دمخور باشيد و از خانواده و سلامتيتون هم هيچ وقت غافل و بي احساس نشويد اينها اصل زندگيتونه و اگه نباشه يا زندگيتون نخواهد بود و يا مفهومي نخواهد داشت.يكي از دانشجويان پرسيد استاد دو فنجان قهوه چه چيزي را بيان مي كرد استاد گفت خوب شد يادم آوردي مي خواستم بگم:

مهم نيست زندگي شما چقدر شلوغ و پر دردسر و لبريز باشه مهم اينه كه هميشه جايي براي نوشيدن دو فنجان قهوه با دوستانتان وجود داره

   + رضا ; ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٩/۱٧
comment نظرات ()