دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

خنده

داشتم گل اب میدادم

به یاد خندیدن و تبسم های زیبایت

گل زیبا تر است یا تبسمی که تو از عشق

به من هدیه دادی

برای من زیبا تر از دنیا بودن با توست

زیبا تر از باغ

نفس کشیدن در یاد توست

ارمیدن در پای توست

رفتن به سفر عشق دیدن رویت در رویا

زیبا ترین است

من صدایم را به تو هدیه می دهم

بگیر هدیه بی ریای مرا

تنها داشته ام است در اوج نداری

صدایم را که تو را فریاد می کشد از عشق

پذیرا باش

مرا مسپار به خاطرات هر روزه ات

مرا قاطی مکن با تمام آنانی که پیش از من

با تو بودند و تو به یک لبخند دیگران آنان را فراموش کردی

مرا به خاطر داشته باش

تمام وجودم با تو رنگ می گیرد

مرا مگذار هم پای آنانی که یک روز با تو بودند

 و صد روز دیگر  با دیگران

خود را مگیر از من

که بودنم در بودنت جریان دارد

مرا مگیر از یاد خاطراتت

مرا در خاطر بسپار

چون عاشقی واقعی که  بارها در آتش عشقت

سوخته و هر بار نیمه جان سوخته خود را

از معرکه آتش نجات داد

سوخته دل را باز بهشعله چشمان تو سپرد

مرا در یاب که بی تو بس تنهایم

که بی تو بس بی کس

هیچ

هیچم

 

   + رضا ; ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢
comment نظرات ()