دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

تقصیر

اشکال از کیست

اشکال از منی است که به همه میگویم بله

اشکال از من است که نه گفتن برایم دشوار ترین کار است

اشکال از قاطعیتی است که من ندارم

اگر قاطع باشم دیگر مهربان نیستم

همه سوار خواهند شد بر کولی که بی پشتی است

بر کولی که جل ندارد فقط خالی است برای سوار شدن

سوار شوید من اماده ام بر کول من قرار گیرید

دنیا هیچ کس را نگذار که سواری خوردن را فراموش کند

اشکال از من است که هر کس فحشی داد لبخندی زدم

هر کس توهینی کرد

بر گوش بزرگواری فراموش کردم

من ماندم و تمامی تحقیر ها

تمامی انچه بر نابودی ادمک ها کافی است

من ادمم یا ادمکی

یا باد بادکی در دست باد

انگاه خوبم که باد مرا به رقص در اورد و

دیگران بر رقصم شاد

اگر بادی نوزید و زمین خوردم من

تکه کاغذی نشخوار بزان

تقصیر از من است

که مستحق بی احترامیم

چون ندانستم قدر احترام

به پا مال شدن هر چه حق است که دارم نیست

   + رضا ; ۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱۳
comment نظرات ()