دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

بوسه

دوستت میدارم

دیدن دوستان را

هر چند صدای تنهای گوش فریاد را کر کرده

دوست میدارم باریدن باران را

هر چند سقف ها ی پوسیده بی کسی

 سخت سست است

دوست میدارم نسیم دل انگیز

انچنان که پارهای وصله هایم را باد

نمایان نکند

کجایید تا چتری شوم بر

خیسی باران خوردگیتان

کجایید تا لانه ای شوم زیر شیروانی

برای سردی بی کسی و تنهایتان

من به گلبرگ حسرت خوردن را

سالهاست زیر پا له کرده ام

چون سختی تمامی سفتی های دنیا را

بر شقیقه هایم بارها حس کرد هام

و لی هیچ وقت حتی به مخیله خالیم

فکر له کردن شقایق ها را

نیاوردم

دوست میدارم من این

تند بوسه های رفاقت

بر پیشانی با تو بودن

   + رضا ; ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱٢
comment نظرات ()