دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

پاسخ

قلم را برداشتم

رقصش را به تو تقدیم کردم

زیباترین پیچ و تابهای است که

صفحه سفید کاغذ را

با پا کشیدن های زیبای خود

مزین می کند

قلم را برداشتم

و تو را خواندم

تا بهترین پیام ها را برای شاباش حضورت تقدیم کنم

بگویم برای گردش در رقص شقایق ها

ارزومند دیدن قدومت هستم

تنهایی را به گوشه ای پرتاب خواهم کرد

وقتی یاد حضورت وجودم را پر نمود

سنگینی فراق را به لحظه ای ارزوی شوق دیدارت

تحمل خواهم کرد

صبوریم را خواهی دید

وقتی سالیان سال

دور بودن از لذت تماشای رخت را

به امیدواری وصلی در خواب

معاوضه می نمایم

من در هر دو حال پیروزم

چه باشی که با دیدنت اقیانوسی از شادیم

و چه نباشی که هر لحظه لذت امیدواری دیدارت

زندگیم را چراغانی می کند

من ان روزکه تو را بینم

پاسخ تمام خوبی هایت و

بی پاسخ گذاشتن اولین و اخرین سلامم را

با رقص قطره ای اشک شوق

خواهم داد

   + رضا ; ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٧
comment نظرات ()