دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

زمزمه با دل با یاد تو

خوب میدانی برایم عزیزی چقدر

نیاز به سیاه کردن دل هیچ کاغذی نیست

 فریاد زدن لازم نیست

من خود سراپا دادم از بیداد عشق تو

هیچ نیازی نیست

سالها بر صفحهء  بیابانها

داستان غم فراق تو را

با باد زمزمه کنم

باد خود بیش از من

گوشش از

زمزمه های عاشقانه ام

پر غوغاست

بی تو تنها بودن هم خود

عالم است رنگارنگ

با گل خنده های شادی و با تک نغمه های غم

روی خط سبز ثانیه ها

چشم انتظار فرو نشستن غبار راهت

همیشه منتظر خواهم ماند

نیازی نیست بگویم در قلبم

بیش تر از من جای توست

پری در وجودم

من از خود خالی شدم

تا پر از خیال دیدن رویت گشته ام

سودای سر کوی تو دارم

خوش خیالم بر خوش خیالی خود

که روزی باز تو را در آغوش در آورم

میدانی با یاد خیالت چه بی نیازم

از هر آنچه در دنیاست

روی از من نکش

که بی تو بودن را

با نبودن یکی می پندارم

   + رضا ; ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٥
comment نظرات ()