دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

پلک و پرواز

پلک نخواهم زد

من تو را ارزان به دست نیاورده ام که

اکنون در کنارت حق پلک زدن داشته باشم

من چشم از تو بر نخواهم داشت

حیف است بودن و نفس کشیدن و با تو  نشستن

و لحظه ای را به بطالت پلک زدن

از حضورت غافل شد

من لب تکان نخواهم داد

حیف است در حضورت

لحظه ای به ببازیچه حرف زدن

غافل شوم از شنیدن گل واژه های

ترانه های صدایت

من به گوش هایم مدیونم

که صدایت را هر روز و هر ثانیه

در سیاه چاله ترین دخمه های تنهاییم

می شنوند و دلیلی می شوند بر بودنم

من رقص لبانت را

احساس دوست داشتنت را

به دنیا نخواهم داد

من وجودت را احساس می کنم

من بودنت را به حس دل فریاد می زنم

با من باش

که بی تو بودن

با نبودن یکی است

 

 

   + رضا ; ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٦
comment نظرات ()