دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

 

بر کشتی سواریم

در اقیانوسی پر خروش

گرداب ها هر قدم در انتظار

نا خداها گوناگون

گاهی شجاع چون طوفان

 و گاهی بزدلانی بی اختیار

سوارانیم ما

گاهی خود انتخاب کنندگان کشتی

گاهی بردگانی به اسارت برده شده

ما کی فهیم خواهیم شد

آنگاه که دلی خالی از غش داشته باشیم

و حسادت را به انزوا پرتاب کنیم

انگاه که دستان را در آغوش آرامش حلقه زنیم

بر کشتی فهم سوار خواهیم شد

گرداب ها نمی توانند

عقل ما را غرق کنند و

طوفانهای فراوان زندگی

عاجز از  واژگونی هستی

بدبختی وقتی است

که اطرافیانت از خندهایت گریان شوند

و از گریه هایت خندان

خوشبختی با هم خندیدن و با هم گریستن است

خوشبختی نشستن در آن کشتی است

که سکان دار چشم به دهان ناخدا دارد

و امید به بازوان پارو زنان

 

 

   + رضا ; ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٦
comment نظرات ()