دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

روانی

گیچیم و گیچ گونه

بدنبال گمشده ای که ننمی شناسیمش میگردیم

دوست دار دشمنان و بی اعتنا کنندگانمانیم

و فدایی یانمان را به گوشه ای ناپیدا کنار می زنیم

دماغ را در بیابان تیز می کنیم

و در باغ می بندیم

اصلاً بر عکسیم

خود می دانیم که چه را نباید کرد

و چون دانستیم آنرا انجام میدهیم

هر چه ممنوع تر شیرین تر

هر چه شیرین تر

ممنوع تر

هزار بار داستان زندگی بشر را

خوانده ایم اما هر بار

آخرش را نمی دانیم

به عمد فراموشش می کنیم

دلربایی می کنیم و دلهای ربوده شده را می شکنیم

بر دل شکستگان تاسف می خوریم و

دل شکنان را نفرین

برای گفتن هر بار سلام بی منظور

چون پیرمردی همیشه خسیس

بخیلیم اما

در انتظار هر روز هزار بار سلامیم

در جمع شادان نگران و غمباریم

در حلقه غصه داران بی خیال

دیوانه ایم که دیوانگان را

تمسخر می کنیم

ما که هستیم؟

سلسله ای از دیوانگان تسلسل یافته!

 

   + رضا ; ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢۸
comment نظرات ()