دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

 

سلام

یادم اومد به مداد و خودکار ،کلی وقت بود تکنولوژی جدید نذاشته یادی ازشون بکنم همش تایپ و  همش مدیا.چی شد که مداد رو برداشتم ؛ خودم هم نمی دونم فقط می دونم دلم براش تنگ شده بود اول بهش نگاه کردم و گفتم تو همونی که خدا اولین قسمش به آخرین پیامبرش رو با تو شروع کرد به تو قسم خورد و به اون چیزی که توسط تو تحریر میشه و نوشته می شه. تویی که خدا بهت قسم داده تو دوره ما یه کمی محجور شدی کسی دیگه یادت نمی کنه ولی بدون خیلی حق گردن این جمعیت داری من که مخلصتم .

داشتم با قلمم یه جورایی درد و دل می کردم شد این حرفای که برا تو دارم می نویسمشون ؛بعدش هم به خودم گفتم اگه قلم مقدسه تایپ و کی برد هم می تونه مقدس باشه پس هوای اینا رو هم باید داشت.

قلمای امروز با قلمای دیروز خیلی فرقا دارن این روزا میشه اندازه اونا رو تغییر داد و خط نویسنده رو هم تنظیم کرد یه آدم بد خط مثل من تو دنیای امروز می تونه یه قلمه خوش خط انتخاب کنه  . رنگشون هم که می چرخه تازه میشه مثله رنگین کمون ملون شون هم کرد. راستی چرا آدما ملون میشن مثله قلمای امروزی چرا آدما اونایی رو که دوسشون دارن ترک می کنن میفتن دنبال اونایی که اصلاً بهشون یه نیم نگاه هم نمی کنن؟

چرا این همه دروغ میگیم  مگه حرف راست چشه که سعی می کنیم مخفیش کنیم وقتی از ما سوال میکنن عاشق شدی میخندیم و نمی زاریم احساسمون راحت اختیار زبونمون رو بدست بگیره و اونی که می خوات رو بگه  و به زبون بیاره.آخه یه لقمه نون چقدر ارزش داره که بخاطرش همه کار می کنیم .

سرت رو درد نیارم می خواستم بگم به خودم که رضا حواست جمع باشه گول این عروس هزار داماد رو نخوری.

   + رضا ; ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢۳
comment نظرات ()