دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

هميشه منطقی باشيم

یه دوست خوب دارم که کارش خیلی درسته و خیلی انسان فرهیخته و زیبا اندیشی است . چند روز پیش با هم صحبت می کردیم جملات زیبایی رو اشاره کرد که حیفم اومد اون رو برا شما خوانندگان محترم تعریف نکنم  فقط یه خواهش داشتم که خیلی با دقت به این موضوع فکر کنید و بعداخود شما به مثالهای رفتاری همانند آنچه اینجا اشاره شده است در زندگی شخصی خودتون تامل کنید. گمونم اگه دقیق بتونیم مطلب رو بفهمیم این امر ما رو در راحت تر زندگی کردن خیلی کمک کنه و اما اصل موضوع:

یه نفر یه روز تو یه جایی همینطوری یه نفره دیگه رو میبینه با هم سلام و احوال پرسی میکنن بعد نفر اول به دومی میگه آقا شما خروس هستید؟ دومی میخنده میگه نه اقا من آدمم!  اولی میگه من که گمون کنم شما خروس باشین دومی میگه نه عزیز من آدمم و با منطق هستم میدونم که خروس هم نیستم اولی میگه نه شما شکل و شمایلتون خیلی شبیه خروسه دومی میگه نه عجب آدمی هستید شما لطفاْ درست صحبت کنید من که ادم هستم خروس هم نیستم.

اولی باز اصرار میکنه و دومی هم میگه آقا خروس پر داره نک داره من پوست دارم و دماغ دارم دهن دارم من کجا شبیه خروسم اولی می خنده و میگه می دونم از حقیقت ناراحت میشین و لی شما جاهای از بدنتون پر داره ! دومی میگه نه آقا ببین من الان پیراهنم رو در میارم و شما میبینید که من پر ندارم و بعد پیرهنش رو در میاره . اولی میخنده و میگه منظورم سینه هاتون نبود شما پاهاتون پر داره خلاصه دومی شلوارش رو هم در میاره میگه ببین من نه پر دارم و نه دم . اولی میگه اقا شما درسته دم ندارین اما دم شما رو بریدن و اگه دقیق تر نگاه کنین جای بریدن دمتون رو هم میتونین ببینید .دومی میگه خدایا منو گرفتار کی کردی من که ادم منطقی و درستی بودم این یارو از کجا پیداش شد که به من بگه تو خروسی من که اصلا خروس نیستم الان هم که خودمو لخت لخت کردم و هیچ پری هم رو بدنم نیست ولی نمی تونم این یارو اولی رو قانع کنم .اولی میگه آقا میبخشید ولی به نظرم شما قطعاْ خروس هستید و هیچ شکی ندارم !!

دومی کمی بیشتر فکر میکنه خودشو میبینه که بدون لباس داره از سرما میلرزه و می خواسته به اون اولیه ثابت  کنه که ادمه نه خروس یه کم بیشتر فکر میکنه میبینه از اول اون آقا اولیه بصورت غیر منطقی و ناصحیح حرف میزده و رفتارش هم باعث شده که خودش (یعنی آقا دومیه) هم رفتارش منطقی و نرمال نباشه و مجبور شده برای اینکه به اون بقبولونه که ادمه خودش لخت بشه و لخت تو خیابون واسه و انرژی زیادی رو هم برای قبولوندن حقیقت به ادم اولیه خرج کنه و خسته بشه. اون بازم فکر میکنه و میگه آقا اصلاْ من چرا باید به حرف غیر منطقی گوش بدم بعدش میگه  :   اصلاْ من خروس هستم!!!

اولیه میگه آفرین من می دونستم از اول و خدا حافظی میکنه و میره . بهمین سادگی  دومیه از شر اولیه راحت میشه! میدونی چرا چون:

دومیه درک کرده بوده که چرا باید با یه ادم غیر منطقی و بی درک دهن به دهن بشه و مجادله کنه مجادله وقتی مفهوم داره که طرفین بحث به یه اصول و یا منطقی پایند هستند اگر نباشن اون  مجادله فایده ندارد و هیچ نتیجه ای نداره درست مثل اینه که بخواهی یه مسئله ریاضی رو اثبات و حل کنی اما به اصل جمع و تفریق و ضرب و تقسیم اعتقادی نداشته باشی !

اگر وارد بحث غیر منطقی با یه ادم غیر منطقی بشی ممکنه خودتون هم مثل اون غیر منطقی بشین و انرژی زیادی رو هم تلف کنید انرژی که می تونین برای کارهای دیگه صرف کنید و ازش بهره بیشتری ببرید.بهتر بحث نکنید و انرژیتون رو برا چیزای بهتر حفظ کنید ضمناْ بدونید انسانهای منطقی و غیر منطقی رو با نحوه سوال کردنشون می توان شناخت . اگه سوال خیلی دور از ذهن بود و پایه ای عقلانی نداشت دنبال پاسخ رفتن به اون نباشید چونکه هم اون رو نمی تونید قانع کنید و هم اینکه ممکنه خودتون هم برای ثابت کردن غیر منطقی بودن سوال به کارهای غیر منطقی دست بزنید.

یه نکته دیگه یادتون باشه

آدم خواب رو میشه بیدار کرد ولی آدمی که خودش رو به خواب بودن زده رو سخت می شه بیدار کرد!

   + رضا ; ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٩/۳٠
comment نظرات ()

 

چند چند تا دانشجو رفته بودن مسافرت و با هم  خوش بودن  امتحانهای اخر ترم داشت شروع میشد اما اونا عمداْ توجه ای نمی کردند و  سره مشکل ترین امتحان خودشون حاضر نشدن بعد خواستن یه کلک سوار کنن به استاد شون گفتند استاد ما خیلی سعی کردیم سر جلسه حاضر بشیم اما تو راه برگشت چرخ ماشین پنچر شد و ما هم زاپاس نداشتیم و خلاصه دیر رسیدیم استاد گفت واقعاْ؟ اونا گفتن بله خلاصه استاد گفت اشکال نداره هفته دیگه بیاین برا امتحان اونا هم رفتن و خوشحال هفته بعد رفتن سر جلسه امتحان

 استاد  هر کدوم رو تو یه اتاق نشوند و بصورت مجزا  به هر کدوم یه ورقه امتحانی  داد هر برگ فقط شامل  دو سوال بود سوال اول ساده بود و همه زود جواب دادن این سوال فقط ۵ نمره داشت اما سوال دوم ۹۵ نمره داشت و هر کدوم یه پاسخی دادند و هیچ کدوم جواب رو مثل هم نگفتن می دونید سوال چی بود؟

خیلی ساده استاد نوشته بود    کدام چرخ ماشین پنچر شده بود؟؟؟؟

بعضی وقتا ادما فکر می کنن خیلی زرنگن  اما  روزگار بهشون نشون میده زرنگ تر از اونا هم  تو دنیا پیدا میشه!

ضمناْ راوی این داستان پیشنهاد کرده که به پر و پای استاد های زرنگ نپیچید!!!

   + رضا ; ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٩/٢٥
comment نظرات ()

قشنگ ترين قشنگ ها

ب

ی شک زیبا ترین احساسی که در دنیا می توان یافت نمود عشق مادر به فرزند است بی ریا ساده صادقانه و پاک جایی می خواندم که ریشه اصلی عشق در نگاه اول احساسات غریزی و جنسی می باشد عشق عاشق به معشوق بی انتظار نیست عاشق در سر هوس آنرا می پروراند که شاید روزی در کنار معشوق خود آسوده غنوده و به آرامش کامل دست یابد فرهاد هیچ وقت بی هیچ آرزویی جسمی و مادی بدنبال شیرین نمی گشت و مجنون نیز همیشه در سر رویایی تنها بودن با لیلی را می پروراند هیچ کس ندیده که لیلی و مجنون اگر در کنار هم میبودند آیا می توانستند به مانند عشق مادری به فرزند خود که در آغوش کشیده است عشق ورزی کنند. دوستانمان نیز در کنارمان هستند و همیشه تا ما زنده ایم و اگر حادثه ناگواری برای آنان رخ ندهد در کنار ما باقی خواهند ماند ولی مادرمان از ما جلوتر است و معمولاْ زودتر از دعوت حق را لبیک می گویند .همه اینها را گفتم چون می خواستم بگم قدر مادرتون رو بدونید پدرم همیشه می گفت پدر و مادر عاشق  بی معشوقی هستند او می گفت و من می خندیدم وحالا جای خالی او را میبینم و حسرت می خورم چرا درست حرفش را نفهمیدم و درکش نکردم

دوست عزیزم تو قدر پدر و مادرت را بدان و آنها را دوست بدار

کاش می دانستیم که خوب بودن ارزشمند ترین هدیه ایست که ارزش زندگی کردن را   معنا می کند!

   + رضا ; ٧:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٩/۱۱
comment نظرات ()