دوست

به موضوعات اخلاقی و احساسی و خیلی کم به موضوعات روز توجه میکنه و سعی میکنه حیاط خلونی باشه تو زندگی نویسندش که هر چه تو دلش هست و تو زندگی واقعی نمی تونه بگه اینجا بهش اشاره کنه شاید برا بقیه هم خوندنش مفید باشه

 

از تو بی وفا

مثل باقی ادما

خیری هم به ما نرسید

زجر خالی بود وبس

غربت یه دل شکستگیه دیگه

یک شکست دیگه

قصه تکراری مرگ عاشق

ترس فروریختن

توهم نیست شدن

غصه دوباره شروع کردن و ازنو ساختن

دنبال یه دست دیگه گشتن

به امید پیدا کردن یک کوه ستبر

واسه بهش تکیه کردن

هر چند اخر اون قصه هم بس معلومه

عاشقه که میشکنه!

   + رضا ; ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢۸
comment نظرات ()

بی مرام

می خواهم بهت بگم

خیلی بی مرامی که ما رو تنها

تو کوچه بدبختی ها گذاشتی و رفتی

خیلی بی مرامی بی مرام

واسه هر قطره اشکم ؛دلی رو خون کرده بودم

ولی رفتی و ندونستی

گریه هام مصنوعی نیست؛پیاز تو جیبم ندارم

دل منه که آب می شه

از چشام میریزه

رفتی و بی خبرم؛تو رو خدا زودی بیا

زود زود پا بزار تو خلوت تنهایام

منو با خودت ببر ؛تو آشوبه چشم سیات

تو آشوبه آدمای خوب

آدمای پاک

   + رضا ; ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢٦
comment نظرات ()

پری تنها

تو غربت غم من ؛کنار دیوار غصه

یه پری کوچولوی خسته

تنها گوشه ای نشسته

برای علاج دردش  دعا داره می خونه

که از آسمون عشقش بارون مهر بباره 

 تو ته نگاهه تیزش ؛نرم و بی انتظاره

واسه یه دست نوازش ؛قلبش طاقت نداره

سر کوچه دلتنگی همش در انتظاره

شاید بیا یه روزی اون عاشق سواره

دسته اونو بگیره ؛در بیاره غماشو

از اون کوچه تاریک ؛برداره رد پاشو

هر روز صبح  می بینه ؛از پشت کوه رویا

سلام میده به افتاب

وقتی میات تو دنیا

میگه افتاب ؛عزیزم

میشه یه روز دو باره مثل گذشتهامون

بازم بشم ستاره

بیام کنار گرمیت ؛دستمو روت بزارم

همه غمایه خود رو ؛تو خاطره بذارم

میشه کنار پاهات؛نگامو روت بریزم

بجای درد و رنجم ؛اشک شادی بریزم

میشه ما دو تا یه جا؛فارغ از همه غمها

تو خلوته پاکمون؛رسم خوبی بریزیم

مشق عشقو بنویسیم

حرفای خوب و زیبا ؛عشق و لب و تماشا

صحبت ایام پیش ؛حرف مادر بزرگا

قصه عشق مجنون؛عشق شیرین و فرهاد

غمه که آدمارو می ندازه ؛ ته گودالها

اگه می خواهیم بمونیم ؛باید بره تو  خواب ها

پری تنهای من یه روز میشه ستاره

میره کنار عشقش ؛میشینه  روی پاهاش

اگه یه روز یه وقتی ؛دلش طاقت نیاره

چند قطره اشک میریزه به یاد دیواره ما

 پری کوچک من ؛ وقتی گریش می گیره

برا ما بی خیالها ؛بارون قشنگ میریزه .

 

 نوزاد ؛

گریه را خوب می داند

 خندیدن را باید به او یاد داد!

                                                                              رضا

 

   + رضا ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢٥
comment نظرات ()

عشق عاشق

آدم وقتي عاشق ميشه

از این دنیا جدا میشه

غم و فراموش میکنه غصه رو خاموش میکنه

تو عمق چشمای یارش ؛دنيا رو پيدا مي كنه

واسش مهم نیست درد و رنج

سختی و تلخی و شکست

منتظر یارش بیات تو گیسوهاش شنا کنه

برای دیدن لبش؛ساعتها چشم به راش باشه 

صدای خنده های اون براش قشنگترین صداس

دلش می خنده وقتی اون براش کمی عشوه میات

دل عاشق حالی داره؛برا قرار روز عشق 

هیچکی نمی دونه کجاست ؛كليد دروازه عشق

یه روز یهو همینجوری؛یکی از اون بالا می آت

کلید گنج غم عشق؛میزاره تو  سینهء ما

خدا کاری کن قبل مرگ؛یه بار بشیم مست و خراب

از این شراب ناب عشق ؛قطره ای هم گيرم بيات

دیروز سر دلتنگیهام ؛کنار تنهایی و غم

عکس چشات یادم اومد ؛داشتم مي گفتم به دلم

یه روز خدا کنه یه وقت ؛تو خلوت پاک چشاش

نقش خراب من بیات؛حک بشه رو سیاهیاش

یادت به یاد من بیات ؛منو فراموش نکنی

حالا كه عيد و همه

      سبز و سفيد و خوشدلن

                                   كنار خوشبختيات

                                                    يادت به ياد ما بيات

                                              رضا        (تقديم به همه ؛عيد همه مبارك )

   + رضا ; ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢٤
comment نظرات ()

براي كنترل زندگي خود چكار كنيم

ده فرمان براي کنترل زندگی

اجزای مهارتهای ده گانه زندگی
خودآگاهی
·
آگاهی از نقاط قوت
·
آگاهی از نقاط ضعف
·
تصویر خود واقع بینانه
·
آگاهی از حقوق و مسئولیت ها
·
توضیح ارزشها
·
انگیزش برای شناخت
مهارتهای ارتباطی
· ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر
·
ابراز وجود
·
مذاکره
·
امتناع
·
غلبه بر خجالت
·
گوش دادن
همدلی
· علاقه داشتن به دیگران
·
تحمل افراد مختلف
·
رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر
·
دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی)
·
احترام قائل شدن برای دیگران

مهارتهای بین فردی
· همکاری و مشارکت
·
اعتماد به گروه
·
تشخیص مرزهای بین فردی مناسب
·
دوستیابی
·
شروع و خاتمه ارتباطات
مهارتهای حل مسأله
· تشخیص مشکلات علل و ارزیابی دقیق
·
درخواست کمک
·
مصالحه (برای حل تعارض)
·
آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات

·
تشخیص راه حل های مشترک برای جامعه
مهارتهای تفکر خلاق
· تفکر مثبت
·
یادگیری فعال ( جستجوی اطلاعات جدید )
·
ابراز خود

·
تشخیص حق انتخاب های دیگر ( برای تصمیم گیری )
·
تشخیص راه حل های جدید برای مشکلات

مهارتهای مقابله با هیجانات
· شناخت هیجان های خود و دیگران
·
ارتباط هیجان ها با احساسات ، تفکر و رفتار
·
مقابله با ناکامی ، خشم ، بی حوصلگی ، ترس و اضطراب
·
مقابله با هیجان های شدید دیگران
مهارتهای تصمیم گیری
· تصمیم گیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق کارهایی که می توان انجام داد که انتخاب را تحت تأثیر قرار دهد.
·
تصمیم گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت ها

·
تعیین اهداف واقع بینانه
·
برنامه ریزی و پذیرش مسئولیت اعمال خود
·
آمادگی برای تغییر دادن تصمیم ها برای انطباق با موقعیت های جدید
مهارتهای تفکر انتقادی
·
ادراک تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها ، نگرشها و رفتار
·
آگاهی از نابرابری ، پیشداوری ها و بی عدالتی ها
·
واقف شدن به این مسئله که دیگران همیشه درست نمی گوین
·
آگاهی از نقش یک شهروند مسئول
مهارتهای مقابله با استرس
· مقابله با موقعیتهایی که قابل تغییر نیستند
·
استراتژی های مقابله ای برای موقعیت های دشوار ( فقدان ، طرد ، انتقاد)
·(
مقابله با مشکلات بدون توسل به سوء مصرف مواد

·
آرام ماندن در شرایط فشار
· تنظیم وقت 

به نقل از http://dj-naghsheh.persianblog.ir/

   + رضا ; ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٦
comment نظرات ()

ارزش با هم بودن

 

این مطلب توسط یک دوست فرستاده شده است.

ارزشمندترين چيزهای زندگي معمولا ديده نميشوند و يا لمس نميگردند، بلکه در دل حس ميشوند.
پس از 21 سال زندگي مشترک همسرم از من خواست که با زن ديگري براي شام و سينما بيرون بروم.  زنم گفت که مرا دوست دارد ولي مطمئن است که اين زن هم مرا دوست دارد و از بيرون رفتن با من لذت خواهد برد. آن زن مادرم بود که 19 سال پيش از اين بيوه شده بود. ولي مشغله هاي زندگي و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقي و نامنظم به او سر بزنم.

آن شب به او زنگ زدم تا براي سينما و شام بيرون برويم.
مادرم با نگراني پرسيد که مگر چه شده؟
او از آن دسته افرادي بود که يک تماس تلفني شبانه و يا يک دعوت غير منتظره را نشانه يک خبر بد ميدانست.
به او گفتم: بنظرم رسيد بسيار دلپذير خواهد بود که اگر ما دو امشب را با هم باشيم.
او پس از کمي تامل گفت که او نيز از اين ايده لذت خواهد برد.
آن جمعه پس از کار وقتي براي بردنش ميرفتم کمي عصبي بودم.
وقتي رسيدم ديدم که او هم کمي عصبي بود کتش را پوشيده بود و جلوي درب ايستاده بود، موهايش را جمع کرده بود و لباسي را پوشيده بود که در آخرين جشن سالگرد ازدواجش پوشيده بود.
با چهره اي روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد.
وقتي سوار ماشين ميشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم براي گردش بيرون ميروم
و آنها خيلي تحت تاثير قرار گرفته اند و نميتوانند براي شنيدن ماوقع امشب منتظر بمانند.
ما به رستوراني رفتيم که هر چند لوکس نبود ولي بسيار راحت و دنج بود.
دستم را چنان گرفته بود که گوئي همسر رئيس جمهور بود.
پس از اينکه نشستيم به خواندن منوي رستوران مشغول شدم.
هنگام خواندن از بالاي منو نگاهي به چهره مادرم انداختم و ديدم با لبخندي حاکي از ياد آوري خاطرات گذشته به من مي نگرد، و به من گفت يادش مي آيد که وقتي من کوچک بودم و با هم به رستوران ميرفتيم او بود که منوي رستوران را ميخواند. من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسیده که تو استراحت کني و بگذاري که من اين لطف را در حق تو بکنم.
هنگام صرف شام مکالمه قابل قبولي داشتيم، هيچ چيز غير عادي بين ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پيرامون وقايع جاري بود و آنقدرحرف زديم که سينما را از دست داديم.
وقتي او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بيرون خواهد رفت به شرط اينکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم.
وقتي به خانه برگشتم همسرم از من پرسيد که آيا شام بيرون با مادرم خوش گذشت؟
من هم در جواب گفتم خيلي بيشتر از آنچه که ميتوانستم تصور کنم.

چند روز بعد مادر م در اثر يک حمله قلبي شديد درگذشت و همه چيز بسيار سريعتر از آن واقع شد که بتوانم کاري کنم.

کمي بعد پاکتي حاوي کپي رسيدي از رستوراني که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خورديم بدستم رسيد.
يادداشتي هم بدين مضمون بدان الصاق شده بود:
نميدانم که آيا در آنجا خواهم بود يا نه ولي هزينه را براي 2 نفر پرداخت کرده ام يکي براي تو و يکي براي همسرت.
و تو هرگز نخواهي فهميد که آنشب براي من چه مفهومي داشته است، دوستت دارم پسرم.
در آن هنگام بود که دريافتم چقدر اهميت دارد که بموقع به عزيزانمان بگوئيم که دوستشان داريم و زماني که شايسته آنهاست به آنها اختصاص دهيم.
هيچ چيز در زندگي مهمتر از خدا و خانواده نيست.
زماني که شايسته عزيزانتان است به آنها اختصاص دهيد زيرا هرگز نميتوان اين امور را به وقت ديگري واگذار نمود.

به نقل از وبلاگ                             http://whatiswizard.persianblog.ir/

   + رضا ; ۸:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٥
comment نظرات ()

جملات خوب برای دوستان خوب

دنيا دو روز است يک روز با تو يک روز بر عليه تو ........... روزي که با تو ست مغرور نشو .... روزي که بر عليه توست ما يوس نشو

گاهی اوقات بهترين راه برای داشتن چيزی، رها کردن آن است.

شعله عشق پس از مرگ نگردد خاموش *** اين چراغيست کزين خانه به آن خانه برند

 فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

من غم را در سکوت ، سکوت را در شب ، شب را در بستر، بستر را براي انديشيدن به تو دوست ميدارم.

هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظه زندگي آدم توسط کسي ساخته ميشه که شيرين ترين و به ياد مونده ترين لحظه زندگي را برايت ساخته است

مهم نيست چند بهار در كنار هم زندگي كنيم

 

 

مهم اين است كه يادمان باشد عمرمان كوتاه است در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت:

همه ناگفته هاي مهر آميز يك عمر را در چند ثانيه بگوييم

اي كاش با خاطره ها زندگي نمي كرديم

زندگي با عشق زيباست و با دوست داشتن زيباتر

   + رضا ; ٧:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٥
comment نظرات ()

 

tik tak e sa@ faryade marge saniehast
ama dustiha hichvaght nemimirand...
==========
har vaght deltanget misham
miam poshte dare ghalbet dar mizanam
pas harvaght ghalbet mizane bedun deltangetam
=========
smile in pleasure
smile in pain
smile when trouble pours like rain
smile when some۱ hurts u
smile couse some۱ still loves to see u smiling

============
love is not only meant for lovers
it's also for friends
who love each other wiselier than lovers do...

   + رضا ; ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱۳
comment نظرات ()

بخونيم برا دلمون

لبخند بهانه ای است برای زنده بودن ؛لحظه های زندگیتان پر بهانه باد!

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش  را داشتیم ؛اما حال که نخواسته به آن دعوت شده ایم ؛ بهتر است تا می توانیم برقصیم!(چارلی چاپلی)

خوشبخت ترین و خوش ترین و سعادتمند ترین آدم روی زمین تو نیستی ؛اونیه که تو رو داره!

سنگی که طاقته ضربه های تیشه را ندارد تندیسی زیبا نخواهد شد ؛از زخم تیشه خسته نشو  که وجودت شایسته تندیسی زیباست!

در چشم آنان که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر به اوج میروی کوچک تر می شوی!

فردا یه عکستو وردار بیار می خواهیم ورق بازی کنیم آسه دلمون گم شده!

   + رضا ; ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٤
comment نظرات ()